در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

آخرین مطالب

بعد از تو ۳۹

يكشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۷، ۰۷:۲۵ ق.ظ

خوشحالم بازم میبینمتون...

منم خوشحالم ،فکر نمیکردم این رو بهتوم بگم.اما ازتون ممنونم .طی شش ماه گذشته زندگیم خیلی عوض شد،مادرمو بخشیدم و فهمیدم چقدر تنهاست و چقدر بعد از به دنیا اومدن من احساس شکست کرده وقتی متوجه شده دیگه نمیتونه بچه دار بشه و همیشه دلش یه خانواده شلوغ میخواست.

مادرم همه رویاها کمبود ها آرزوها و حتی خواسته های مادربزرگ رو ریخته توی وجود من و من اون کسی نبودم که بخوام رویاهاشو برآورده کنم .الان بیشتر از قبل با هم حرف میزنیم .مادرم هنوز هم مثل قبله مثلا زمان خرید دوست داره خواسته اشو بهم تحمیل کنه اما من صبورتر شدم و براش توضیح میدم که چرا با چیزی که میگه مخالفم یه جورایی با هم به توافق میرسیم . حالا درکش میکنم .

در مورد مهدی چطور؟

خوشحالم که به حرفتون گوش کردم ،الان خوشحالم و راضیم از اینکه شادی خودمو فدای انتقام نکردم .

فکر نمیکردم یه روز بگم که چقدر از بودنش توی زندگیم خوشحالم...

خیلی خوبه .چقدر مونده تا عروسی؟

کمتر از یک ماه،وقتی بهش فکر میکنم مضطرب میشم اولین باریه که رسما از خونمون جدا میشم ،دلم برای دخترخونه بودن تنگ میشه،حتی برای زور گفتن های مامانم... کاش مامانمم تغییر میکرد این طوری بابا خوشحال تر خواهد بود. مادر مهدی هم رفته و تنها زندگی میکنه راستش من روز خواستگاری ازش خواستم که به مهدی نگه که من این طور میخوام وقتی بهش فکر میکنم یه کم عذاب وجدان میگیرم اگر اتفاقی براش بیفته من مقصرم.

تو همیشه دختر خونه میمونی برای پدر و مادرت.

 نگرانیت برای مراسم طبیعیه، حتی مردها هم قبل از عروسی تجربه اش میکنن ،هر کسی یه جوری کنترلش میکنه. مهم اینه که نزاری اضطراب با آرامشت بازی کنه.

راستش فکر میکنم بعد از این خیلی کمتر بیام اینجا.

منم همین فکر رو میکنم.خوشحالم که همه چیز بهتر شده ،امیدوارم زندگی خوب و آرومی داشته باشی ...هر چند مطمئنم اینطور میشه ..

تو و همسرت ادم های سخت کوش و قوی هستین.

سمیه با لبخند تایید کرد ،بابت همه چیز ممنونم.

امیدوارم به زودی ببینمتون.


تمام!

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۱۶
بهار

نظرات  (۱)

۱۶ دی ۹۷ ، ۱۱:۰۳ حـ . آرمان (استاد بزرگ)
بقیه قسمتها رو دیر نوشتین ...
اما در کل جالب بود. :)
قلمتون مانا :)
پاسخ:
عذر میخوام بابت تاخیر ...
ممنونم .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی