در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

آخرین مطالب

بعد از تو ۳۸

شنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۱۴ ق.ظ

سمیه شش ماه قبل بهم گفت که به طلاق فکر میکنه ،البته دیگه هرگز درموردش فکر نکرد روزای پر از تشویشی رو میگذرونم در حالی که دارم برای عروسی تالار رزرو میکنم و تدارک شام عروسی و آرایشگاه میبینم نگرانم یه دفعه بزنه زیر همه چیز...

مگه کاری کرده که این حس رو بهت منتقل کنه؟

نه واقعا...

اما اون روزا احساساتش خیلی در نوسان بود .

چند روز دیگه عروسیه؟

کمتر از یک ماه مونده تا جشنمون.راستش خیلی وقته دیگه ادا و اطوار درنمیاره ،میبینم که داره تلاش میکنه به نظرم تغییر کرده ،علاقه اشو ابراز میکنه ،خیال پردازی میکنه ،وقتی میخوام بهش نزدیک شم فرار نمیکنه ولی بازم نگرانم.

به نظرم نگرانیت بی مورد باشه ... اگر قصد جدی داشت تا حالا اقدام کرده بود.

رابطه اش با خانواده هاتون چطوره؟

انگار سبک شده ،قبلا نسبت به مادرش گارد داشت اما الان نه...

با مادرش میره برای خرید وسیله و انتخاب لباس،یادمه روزی که برای خرید حلقه میرفتیم حس کردم با مادرش درگیره...

شاید حالا مادرش هم احساس میکنه که فرصت کمی برای کنار سمیه بودن داره و کمتر بهانه میگیره ،شاید هم سمیه خیلی بیشتر از حد تصور من تغییر کرده.

رابطه شخصیتون چطوره؟ منظورم رابطه عاطفیه.

خیلی بهتر از حد تصورمه.به آرامش رسیدیم ،فکر میکنم اوضاع بهتر هم میشه.در مورد احساساتمون حرف میزنیم در مورد آینده حتی در مورد بچه داشتن... 

خونه رو عوض کردیم و رفتیم جایی که فاصله امون با هر دو تا خانواده یکیه ،یه سری وسایل رو طبق سلیقه سمیه عوض کردیم ،اولش مخالف بودم اما الان خوشحالم چون با عوض کردن لوازم روح نسرین از خونه رفت .نسرین همیشه هست به عنوان یه بخشی از گذشته و زندگیم ،اما نمیتونه آینده باشه ،آینده من سمیه است و بچه هایی که خواهیم داشت.

تبریک میگم ،هر دوتاتون سخت تلاش کردین،برای هر دو تاییتون خیلی خوشحالم ...

باز هم میبینمتون؟

احتمالا... شما خیلی به من کمک کردین.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۱۵
بهار

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی