در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

آخرین مطالب

مقتولی که هنوز به قتل نرسیده ۹

سه شنبه, ۴ دی ۱۳۹۷، ۰۵:۵۴ ب.ظ

هی جولی دونه های درشت برف رو ببین .

من سردمه رابرت اون پنجره رو ببند.

هی بی خیال بزار چند دقیقه از تماشاش لذت ببرم .

گفتم که سردمه اون پنجره رو ببند بخاری رو هم زیاد کن.

جولی خیلیهم سرد نیست .پنجره رو میبندم به شرطی که بخاری رو زیاد نکنی ،من لباس تابستونی تنمه ولی خیس عرقم .

یه دفعه جولی فریاد زد .من سردمه!اون پنجره رو ببند و رفت که زیر بخاری رو زیاد کنه.

منم که میخواستم لجبازی کنم پنجره رو تا ته باز کردم ،ویان هم که سردش شده بود زد زیر گریه من سردمه.

میدونستم سرده اما جولی حق نداشت با داد زدن حرفش رو به کرسی بنشونه میتونست جای یه تیشرت نازک یه پلیور بپوشه .

از چشمهای جولی آتیش میبارید.اصلا نمیخوام کمکم کنی.

منم کمکت نمیکنم اصلا چرا باید کمکت کنم؟متوجه شدم پا به پای جولی فریاد میزنم .

چشمهامو باز کردم همه جا سیاهه چقدر سرده ،شاید دارم خواب میبینم .هنوز توی تختمم دستم رو روی تخت میکشم و دنبال پتو میگردم ،نیست حتی ملافه هم نیست دستمو میکشم روی کنسول کنار تختم تا چراغ خواب رو روشن کنم و پتو رو پیدا کنم .فکر میکنم باز جولی بد خواب شده و خاموشش کرده .دستم هرز میره کنسول نیست .چقد همه جا تاریکه ،یه چیزی افتاد رو صورتم خیس و سرده .انگار برف باشه ،تو اتاق خوابمون برف میاد؟

سیخ نشستم روی تخت و دور و بر رو نگاه کردم توی حیاطم،زیر آسمون و برف فوریه.یه نور از پنجره میاد جولی یه پلیور کلفت پوشیده ،اشارپی که من براش خریدم رو انداخته روی شونه هاش و با خنده نگاهم میکنه.

تمام درها قفله،روی در ورودی یه یادداشت هست ،از سرما لذت ببر... 

صبح بدنم روی تخته.خودمو جمع کردم عین یه جنین ،انگار تاکسیدرمی شدم،از سرما یخ زدم و چشمهام از حدقه زده بیرون.

قاتل شماره ۸:جولی دوست داشتنی. علت قتل!گرمایی بودن، آلت قتاله:برف!

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۱۰/۰۴
بهار

داستان

نظرات  (۲)

لجبازیشون خیلی بامزه بود.
جولی خانومشه؟!!!
یه بار با یه دختر دیگه که نامزدش بود،نرفته بود کافه؟!
پاسخ:
دیگه خارجین دیگه .عین رخت زن عوض میکنن😂😂😂
از این دید به قضیه نگاه نکرده بودم :دی
پاسخ:
البته داستانام ترتیب زمانی نداره ...پس و پیشه😌

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی