در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

آخرین مطالب

مسئله اسپینوزا

جمعه, ۲۳ آذر ۱۳۹۷، ۰۶:۵۶ ب.ظ

اروین یالوم نویسنده مسئله اسپینوزاست این کتاب یه جورایی با کتابای دیگه یالوم فرق میکنه انگار یالوم مسئله مرگ رو رها کرده و حالا دوست داره درمورد خدا بنویسه .

اسپینوزا یک جوان بیست و چند ساله یهودی و فوق العاده باهوشه و خاخام ها معتقدن که آینده بسیار روشنی داره ،با این وجود شروع میکنه به سوال پرسیدن در مورد خدا،دین ،و شروع میکنه به مقایسه متونی که توی دین یهود وجود داره اینکه چرا یهودیا انقدر معتقدن قوم برترن و دین رو به چالش میکشه و این باعث میشه تکفیر ابدی بهش بدن و از جامعه طردش کنن.

همزمان با داستان اسپینوزا داستان آلفرد روزنبرگ و آلفرد هیتلر روایت میشه.

صادقانه بگم به شدت دلم برای روزنبرگ سوخت ،آدمی با ضریب هوشی بالای ۱۲۰ اما پر از تنهایی،طردشدگی و حس حقارت. موقع تولد مادرش مرده و پدرش هرگز بهش توجه و عشق نداده.

روزنبرگ تشنه توجه و تایید از طرف هیتلر بوده، تمام ایده ها و خلاقیت هاش رو روی دایره میریخته تا فقط هیتلر کمی بهش توجه کنه ،در عوض هیتلر که قطعا میدونسته روزنبرگ باهوشتر و خلاقتره دائما طردش میکرده و این بازی ادامه داشته .

دروغ چرا به شدت با روزنبرگ همزادپنداری کردم.

آدمی که تلاش میکنه توجه پدر (هیتلر پدر معنوی حزب اس اس بوده )رو به هر قیمتی جلب کنه و پدر چون میدونه اگر به اون بچه توجه کنه اون بچه ازش پیشتر میره پس میزنتش و اون بچه با احساس شکست و سرخوردگی بازم بیشتر تلاش میکنه و با وجود تمام خلاقیت هاش باز هم پس زده میشه و این چرخه معیوب ادامه پیدا میکنه .

اگر روزنبرگ میتونست این چرخه رو بشکنه نجات پیدا میکرد ،فقط کافی بود بپذیره نیازی نیست هیتلر تاییدش کنه و فقط محتاج رضایت درونی خودش از خودشه.

اما مهم ترین چیز این کتاب تصوری بود که در مورد خدا ارائه شد.اسپینوزا معتقده خدا همون طبیعته و زندگی در صورتی خوب و ایده آله که از دنیا و لذت هاش جدا بشیم خودمونو در قید و بند آداب و رسوم دست و پاگیر نکنیم و در مورد هر کاری فکر کنیم (این جملات توی کتاب سه دختر حوا هم مطرح میشه)

با بخش فکر کردن موافقم چون در صورتی که برای کارهامون با فکر عمل کنیم دنیا جای بهتری میشه.

اما توصیه من برای خوندنش ،کتاب سنگینیه خوندنش سخته و احتمالا با یک بار خوندن خیلی نکات ریز از دستتون در میره ،اگر یالوم خوان نیستین از کتابای دیگه اش شروع کنین.

من اولین کتابی که از یالوم خوندم مامان و معنی زندگی بود. توی تمام کتابهای یالوم یه بخشی از پازل وجودمو پیدا کردم برای همین به شدت برام جذابه

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۳
بهار

نظرات  (۳)

یه چیزی بگم؟! من نمی دونستم هیتلر پسر داشته!!!

پس این کتابو فعلا نمی خونم.
پاسخ:
پسر هیتلر نیست .منظورم از پدر توجه پدرانه بود.
ببخشید که باعث خطای خوانداری شدم.
😘
خواهش می کنم.  گفتم آخه اصلا جایی نخونده بودم :/
حواست هست که این روزها هِی اشتباهی متوجه می شم :/ شایدم مشکل از منه :///////
پاسخ:
فکر کنم عاشق شدی😄😄
البته منم بد نوشتم
این برداشت خودته ..؟<<آدمی که تلاش میکنه توجه پدر رو به هر قیمتی جلب کنه و پدر چون میدونه اگر به اون بچه توجه کنه اون بچه ازش پیشتر میره پس میزنتش و اون بچه با احساس شکست و سرخوردگی بازم بیشتر تلاش میکنه و با وجود تمام خلاقیت هاش باز هم پس زده میشه و این چرخه معیوب ادامه پیدا میکنه .>>

اگر آره بزار مخالفت کنم ...تنها کسی رو که بدون اغراق میتونی ببینی ازت جلو افتاده و موفق تره اون فرزندته ...!!!و فقط این رو در پدر و مادر میتونی ببینی ...

میدونم کپی زشته ...:)))
پاسخ:
این برداشت خودمه و هیتلر پدرآلفرد نبود ،هیتلر پدر اس اس بود. این جمله رو باید اصلاح کنم .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی