در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

مقتولی که به قتل نرسیده ۷

يكشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۱۶ ب.ظ

با ورود تکنولوزی به دنیامون حریم ها کوچیک تر و کوچیک تر و کوچیک تر شدن .خوب یادمه یه روز عکس دو تا فنجون قهوه رو گذاشتم رو پروفایلم و همون روز دقیقا نود و شش تا کامنت از ادم های دور و نزدیک داشتم با این مضمون کی بیاییم عروسی؟ 

یه روز دیدم جرارد جواب سلامم نمیده، اول فکر کردم ندیده منو اما کم کم دیدم میبینه اما به یه علتی دلخوره. چند روزی به همین منوال گذشت تا اینکه یه روز برام یه قهوه بدون کافئین اورد و من فکر کردم چه خوب جرارد حالش خوب شده. 

وقتی بیدار شدم دیدم یه مانیتور بزرگ جلوی صورتمه و صفحه تلگرام وب رو باز کردن. یه پیام از جرارد بود و ازم خواسته بود براش کاری بکنم یه کم طول کشید تا یادم اومد. جرارد ده روز قبل بهم پیام داده بود و من بی حوصله پیام رو باز کردم و بستم و بعد هم یادم رفت اماااا 

جرارد با یه قیافه دلخور گفت. حالا پیام منو جواب نمیدی؟ حالا نشونت میدم و با اره برقی مانیتور رو دو نیم کرد. 

گفتم من من من یادم رفت. 

نه تو به من بی محلی کردی! 

دو سر سیم لخت برق رو بست به صندلی! حالا حافظه ات برای همیشه تثبیت میشه منو یادت نره. 

و من گفتم اما موهاااام. 

و موهام در حین گفتن همین جمله رفت هوا. 

قاتل شماره ۷: جرارد عصبانی، علت قتل! تل گرام. آلت قتاله: سیم برق؟ صندلی؟ یا اره برقی؟ 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۳
بهار

نظرات  (۳)

۱۳ آبان ۹۷ ، ۲۳:۲۱ حـ . آرمان (استاد بزرگ)
لحن کمی شوخ با تم خشونت.
جالب بود.
پاسخ:
ممنونم🙏
این خیلی خووووب بود...
کجا هستی شما؟ خوبی؟
پاسخ:
مرسییی. 
من هستم شما نیستید. 
یه کمی حجم کارم زیاده کمتر سر میزنم
من این یکی رو کم تر دوست داشتم. شاید دلم یه دلیل بزرگ تر می خواست. مثلا کاش محتوای پیامه مشخص بود.
در کل همه ی کسایی که باهاشون در ارتباطه تو ذهنش دیوانه های تمام عیارند :))))))))))))))))))))))
شایدم این دیوونه است که فکر می کنه همه دیوونن ؛)))))
کلا داستان بامزه ایه :)
پاسخ:
اتفاقا داشتم فکر میکردم این یا پارانوییده یا دور و بریاش خل و چلن. 
خوشحالم که به نظرت بامزه اس چون دوست دارم طنز بنویسم از جدی نوشتن بانمک تره

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی