در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

آخرین مطالب

مقتولی که هنوز به قتل نرسیده ۲

پنجشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۱:۴۰ ب.ظ

راستش من دوست های زیادی ندارم میتونستم داشته باشم ولی ندارم یه وقتا حس میکنم آدم های خیلی زیادی هستن که دوست دارن به مقام قاتل من بودن برسن. 

مثلا خولیو. همسایه روبرویی. خولیو قبلا کشتی کج کار میکرده و هر کدوم از بازوهاش اندازه دور کمر منه. 

یه روز صبح به دروغ بهش گفتم میخوام ماشینمو بفروشم و یه ماشین نو بگیرم.  راستش دروغ نگفتم فقط شوخی کردم، خولیو هم که احساس خطر کرده بود که ممکنه از قافله عقب بمونه به سرعت نور ماشینش رو فروخت.فردای همون روز قیمت ماشین سه برابر شد و خولیو هر روز صبح با مترو میره سر کار و عصر که برمیگرده در حالی که چشماش سرخ شده و میگرنش عود کرده بهم نگاه میکنه، خیلی وقتا فکر میکنم خولیو یه روز غروب در حالی که از شدت میگرن چشماشو خون گرفته در کمال خونسردی منو تا حد مرگ کتک میزنه و زیر دستش جان به جان آفرین تسلیم میکنم. 

قاتل شماره دو: خولیو علت مرگ :میگرن خولیو، آلت قتاله :مشت های خولیوی کشتی گیر. 

رابرت جوان خوبی بود خدایش بیامرزد. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۱۲
بهار

داستان

نظرات  (۲)

با ولع خوندمش. جمله آخر انگار مال این داستان نیست!
پاسخ:
ذوق میکنم اینجوری میگی ممنونم. 😍😍
جمله آخر رو نوشتم چون احساس میکردم که قصه تهش باز مونده
قلمت مانا...

پاسخ:
مرسی😍

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی