در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

آخرین مطالب

مقتولی که هنوز به قتل نرسیده ۱

چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۴۷ ب.ظ

خیلی از مقتولین یک هو بی هوا به قتل میرسن، در مورد مقتولین تصادف بدتره چون قاتل هم نقشه از قبل ریخته شده ایی نداره، اما من این شانس رو دارم قاتلینم رو معرفی کنم و حتی جوری که قراره به قتل برسم با صدای بلند به دنیا اعلام کنم وایمیستم و با صدای بلند اعلام میکنم،  اگر روزی به علت تصادف به قتل رسیدم...

 مثل شروع یه داستانه. نه؟

این داستان زندگی منه، مقتولی که هنوز به قتل نرسیده و ممکنه هر ان به قتل برسه. 

همکارم جولیا فعلا اولین نفر این لیسته جولیا یه دختر قد بلند چشم بادومیه. 

بزارید کمی عقب تر برگردیم من یه مرد جوونم اسمم رابرته شاید جوون باشم البته ۳۸ سالمه هرگز ازدواج نکردم اما شانس اینو داشتم که شغل و زندگی خوبی داشته باشم و با دوست دختر مهربونم اگنس زندگی میکنم. سه سال قبل دقیقا زمانی که جولیا از پیتر تازه جدا شده بود من با اگنس همخونه شدم، حالا این همزمانی هر طور که اتفاق افتاده مهم نیست مهم اینه که من بدون اینکه متوجه باشم تبدیل شدم به نقطه توجه گولیای شکست خورده، هر بار متوجه رابطه عاطفی خوب من و اگنس میشد شر به پا میکرد تا جایی که شروع کرد به زدن زیرآبم. و یک روز شنیدم که گفت حتی اگر یک ساعت به مرگش مونده باشه با تریلی عمو فرانک از روی من رد میشه. 

قاتل شماره یک جولیا، علت قتل، حسادت مقتول رابرت جوان! آلت قتاله! قطعا تریلی

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۱۱
بهار

نظرات  (۴)

خدا شفات بده
نصفه شبی این اراجیف چیه سرهم کردی
پاسخ:
داستان. یه داستان بانمک
۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۲:۳۹ حـ . آرمان (استاد بزرگ)
سلام.
این متن داستان جدیده؟؟
پاسخ:
سلام احتمالا بله
۱۱ مهر ۹۷ ، ۲۲:۵۷ حـ . آرمان (استاد بزرگ)
پس باید جالب باشه.
تو مایه های اکشن و کمدیه ظاهرا.
حتما روندش رو دنبال می کنم.
موفق باشین.
پاسخ:
امیدوارم خوب از آب دربیاد. 
وااااااااای چقدر شروع شگفت انگیز و جذابی داره؛ امیدوارم روند خوبی داشته باشه فکر می کنم اینو بیش تر از دو تا داستان دیگه ات دوست داشته باشم. خیلی خیلی برام جالب و بامزه بود. دو سه بار خوندمش.

پاسخ:
واااای ذوق زده شدم خودمم امیدوارم همین طوری ادامه پیدا کنه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی