در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

۴۵۰ درجه فارنهایت.

شنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۱۰ ب.ظ
صادقانه بگم من از وقتی که پام رسید به مدرسه شروع کردم به خوندن .با این حال کتابی که میخوام در موردش بنویسم رو سالها بعد خوندم. وقتی ۱۵ سالم بود کتاب در آغوش نور رو قایمکی مامانم خوندم. مامانم معتقد بود این کتاب مناسب من نیست، کتاب در مورد مرگ بود و زندگی بعد از اون، زنی که برای چند دقیقه مرده بود و توی عالم دیگه سفر کرده بود  بعد خوندنش عاشق مردن شدم. به نظرم تجربه خاص و نابی بود. این کتاب توی یه بازه زمانی منو نجاتم داد منو چسبوند به زندگی و کمکم کرد که دووم بیارم. 
کتاب خوب دیگه ایی که خوندم همین پارسال بود همین موقع ها... 
اروین یالوم نویسنده محبوبمه بین کلماتش خودم رو پیدا میکنم یه بار میشم گربه مجار یه بار مارگارت، یه بار عاشق مشاورم میشم اما دلچسب ترین آدم توی کتاباش برای من بانی بود یکی مثل من  اصلا خود من. بانی یه حقیقت رو به من گفت اینکه میتونم زن باشم میتونم خودم باشم ،میتونم خودمو بغل بگیرم و نگران هوس دیگران نباشم. 
از هر کتابی میشه چیز یاد گرفت، یه وقتا وقتی گمم میرم توی کتابفروشی یه کتاب برمیدارم و یک صفحه اشو میخونم و بعد پیدا میشم خیلی ساده. 
با تشکر از حوا و این وبلاگ
موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۲۷
بهار

نظرات  (۲)

خیلی هم عالی :)
خودتون رو دوست داشته باشید ^_^
پاسخ:
😘😘 
تلاش میکنم
.
پاسخ:
😄

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی