در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

آخرین مطالب

بعد از تو قسمت ۱۰

دوشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۲۱ ق.ظ

هشت صبح بود که از اتاق عمل اومد بیرون پشت در اتاق عمل یه زن حدود چهل ساله  که مشخص بود از بس تا صبح جیغ زده و گریه کرده حالا دیگه نفس نداره نشسته بود و آروم آروم اشک میریخت.  هیچکس دیگه ایی پشت در نبود ...

اولین بار بود که میدید کسی انقدر بی کس و کاره ...

زن با یه حالت عصبی و پریشون اومد جلو ،آقای دکتر دستم به دامنت حال علی چطوره؟ 

علی؟ پس اسمش علی بود ،توی صورت خسته زن نگاه کرد .خوبه...فقط بیشتر مواظب پسرتون باشین.زن تشکر کرد و زیر لب گفت پسرم نیست... 

- به هوش که اومد میام میبینمش...

انقدر خسته بود که به محض درآوردن لباس هاش رفت توی اتاق پرستاری و از حال رفت...

خواب دید توی یه باغ بزرگه... یه دختر کوچولو توی بغلشه و داره نوازشش میکنه . حتما دختر نسرین بود... توی خواب به خودش قول داد دیگه نزاره خوشبختیش از بین بره ،دیگه نمیزاره چیزهای خوب از بین بره...

چشمهاشو باز کرد ، فکر کرد باید یه ۲۴ ساعتی خوابیده! وااای علی! حتما بهوش اومده ... به ساعت بالای سرش نگاه کرد ،ساعت دو بود این یعنی فقط چند ساعت خوابیده بود ،دلش مالش میرفت ،یه آبی به دست و صورتش زد و نوی آینه کج و کوله بالای روشویی خودش رو نگاه کرد ،ته ریشش دراومده بود موهای سرش جو گندمی بود ،لب هاش به کبودی میزد،دهنش تلخ بود ... صورتشو شست و دوباره به خودش نگاه کرد. مهدی رو دید دانشجوی ترم آخر جراحی عمومی، موهای ژل زده ،صورت صاف ،چشمهای براق و لبخند...

دلش برای مهدی تنگ شد.. به دستهاش نگاه کرد که از اثر پودر توی دستکش ها قاچ خورده بود،ناخن های برس کشیده ،کوتاه و براقش...

این اون زندگی نبود که میخواستم...

نسرین مرده ،اما اون دوست نداشت من بمیرم...

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۰
بهار

داستان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی