در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

آخرین مطالب

زنگ انشا ۲۱ (صدها هزار سال)

چهارشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۵۶ ق.ظ

صدها هزار سال قبل یه جایی توی یه روستای کوچیک یه دختر چشم عسلی موخرمایی زندگی میکرد که یه عیب بزرگ داشت...

زندگی رو خیلی جدی میگرفت وبا بقیه فرق داشت...

درست مثل بل توی داستان دیو و دلبر ...

دوست داشت زندگی رو اون طوری بسازه که دلش میخواست ...

اما وقتی ۱۲ ساله بود محکومش کردن به حبس ابد توی خونه مردی که دوستش نداشت و حکمی که براش صادر شد این بود که مثل مادر و مادربزرگش زندگی کنه ...

اوایل رویا میبافت که از چنگال دیو فرار میکنه و همیشه نقشه میکشید اما کم کم به دیو عادت کرد از لذت بردن از زندگی دست کشید ،از زندگی دست کشید وقتی ۹۹ سالش شد توی بستر مرگ رویاها اومدن سراغش اما دیگه دیر بود.

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۶/۱۲/۲۳
بهار

داستانک

نظرات  (۳)

سرنوشتِ خیلیامون گاهی اینطوری میشه... محکوم به زندگی در تبعید!
پاسخ:
😥
۲۳ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۴۷ لطیفه ریحانی
بوی تلخ حسرت تو این داستان موج میزد
پاسخ:
😢
حس درد رو خیلی خوب میشه حس کرد...
پاسخ:
😥

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی