در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

هر چیز که در جستن آنی ،آنی...

در جستجوی لبخند

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین
اینجا جاییه برای داستان سرایی... شخصیت ها هیچ ارتباطی به من و زندگیم ندارن ... من فقط قصه میبافم...

با من برقص
نه به خاطر دیگران و نه به خاطر چیزی
برقص، فقط به خاطر رقص،
بخوان، فقط به خاطر آواز.
آنگاه سرتاسر زندگیت رنگارنگ
می‌شود
شادمانه برقص...
زندگی کن...

از این به بعد...

چهارشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۶، ۱۰:۱۸ ق.ظ

کائنات درسی رو که باید بگیرید بهتون میده ... شما مجازید با یه اشاره درس رو بگیرید یا کتک بخورید .ولی راه فراری ندارید...

خب من فکر کنم درسمو گرفتم ،آدم های مجازی حتییی بهترین و صمیمی ترینشون در نهایت نمیتونن صد در صد باشن ...

یک ماه قبل پیج اینستامو تعطیل کردم...

از وب قبلیم اسباب کشی کردم و مطالبمو پاک کردم .توی این وب هم تصمیم گرفتم زیاد ننویسم ...

از این به بعد فقط و فقط داستان مینویسم ،و داستان هام هیچ ربطی به من و حال درونیم نداره...

دیگه توی دنیای مجازی و برای آدم های مجازی از زندگیم نمینویسم ،نه شادی ،نه غم و نه روزمره هامو... این آخرین پستیه که در مورد خودم مینویسم.

وقتی پستای اینستامو پاک کردم یه جمله سر درش نوشتم که اینجا هم مینویسم که بمونه ...

وقتی زندگیت رو در معرض دید دیگران میزاری باید در مقابل قضاوتشون قوی باشی! من نیستم ...فقط همین

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۲۵
بهار

نظرات  (۳)

موفق باشی در هر حال. با تو از سال نود و دو دوست بودم. یه جوری شدی رفیق فاب مجازیم. 
پاسخ:
ممنونم لاله جون ...
صبح داشتم فکر میکردم چه کار خوبی میکنی که دیگه نمینویسی... 
من هم میتونستم نمینوشتم...
آره یه جورایی همدیگه رو خوب میشناسیم
وقتی از خودمون می نویسیم، معمولا دیگران منظور مستقیم خود جمله رو برنمیدارن، بلکه تعبیر و تفسیرش می کنند و در نهایت به مفهوم دیگری می رسند. پس همین کار بهتربن کاره. ننوشتن از اوضاع و احوال خود. 
پاسخ:
موافقم وقتی رودر رو صحبت نمیکنید راه رو باز میزارید برای دیگران که هر طور دوست دارن فکر کنن
منم که انقدر قبلا اصرار داشتم بنویسم و نظر دیگران رو بدونم و از تجربیاتشون استفاده کنم الان یه کم سرد شدن نسبت به نوشتن... ولی خب دلم نمیاد دفتر خاطرات تصویریم ناقص بمونه رمز رو به تعداد محدودی دادم فقط. :)
پاسخ:
کار خوبی کردی ،الان داستانم رو مینویسم ،فقط دلم میخواد بنویسمش ... انگار حبس شده بود و آزاد شده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی